شاد بودن بزرگترین انتقامیست که میتوان از زندگی گرفت.
چه گوارا








تصمیم درست در موقعیت ها

دوشنبه 18 مرداد‌ماه سال 1389

مردی زیر باران از دهکده کوچکی می گذشت . خانه ای دید که داشت می سوخت و مردی را دید که وسط شعله ها در اتاق نشیمن نشسته بود .مسافر فریاد زد:

هی،خانه ات آتش گرفته است! مرد جواب داد :

میدانم .
مسافر گفت:پس چرا بیرون نمی آیی؟
مرد گفت:آخر بیرون باران می آید . مادرم همیشه می گفت اگر زیر باران بروی ، سینه پهلو میکنی
زائوچی در مورد این داستان می گوید : خردمند کسی است که وقتی مجبور شود بتواند موقعیتش را ترک کند . 
 

!! نوشته شده توسط مهرداد | 09:06 ب.ظ | نظرات (2)